|
دلم هواتو کرده نازنینم
آموخته ام که..... آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست .
به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه برای همه آنان که بی تقصیرند : تقدیم به چشمهای که در راه ماندند ودل هایی که انها را راندند. تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهدهایی که کسی انها را نبست. زندگی شیبی ست٫ عشق سیبی ست و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم وترتیبی ست٫و اما تو٫قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند.قرار نبود عشق هم مثل گیلاس٫بوسه٫عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد. قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم. قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند. قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خود بماند. قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.قرار تنها بر بی قراری بود و بس. گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از گناه تو باشد٫ اما یقین دارم که کودک دلت کمتراز پیش بهانه لالایی های شعر گونه ام را می گیرد٫مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند.اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد٫تنها برایت می نویسم : خودت خواستی تقصیر من نبود.زیر سایه امن ترین سایه بان هستی دل واپس دل واپسی های هم باشیم..
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست، از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید. گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی. گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفایت می دادم. گفتم: مهربانترین خدا ! دوست دارمت ... گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته یک سینه غزق مستی دارد هوای باران از این خراب رسوا امشب دلم گرفته امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
بعد از مرگم به گورم بیا مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود
دنيا اين جوريه ديگه: > اگه گريه کني ميگن کم آوردي ، > اگه بخندي ميگن ديوونست ، > اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، > اگه عاشق بشي دلتو ميشکنن ، > با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، > دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست > و عمري عاشقانه زيست
مهربانم
یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می
کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از
آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* *
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی در ان گوشه چندان غزل خواند ان شب گروهی بر انند که این مرغ زیبا شب مرگ از بیم جان انجا شتابد من این نکته گیرم که باور نکردم چو روزی ز اغوش دریا بر امد تو دریای من بودی اغوش وا کن نظر یادتون نره
خانه بيرون ميزنم اما كجا امشب بيهوده ميگردم به دنبالت چرا امشب با تشکر ازدوست عزیزم آقا حمید http://www.dhaty2.blogfa.com/
ادامه مطلب + نظریادتون نره
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
عیدفطرمبارک باد با سلام عید بزرگ شیعیان بر تمام شیعیان وبه خصوص مسلمان کشورمان ایران وبه خصوص جوانان عاشق مبارک باد تبریک مخصوص به تمام عزیزانی که روز عید فطر رابرای به جای آوردن سنت حسنه وخداپسندانه ازدواج انتخاب کرده اند انشا الله موفق پیروز وسربلند باشید ایران وایرانی سرافراز وسربلند باشید
|
About![]()
در امتداد نگاه تو Archivesهفته چهارم تیر 1388هفته دوم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 Links
عاشقانه |