تبليغاتX
تک ستاره من دوستت دارم

تک ستاره من دوستت دارم

مبعث

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت17:17توسط تک ستاره | |

شب سرد

دلم هواتو کرده نازنینم


تو عشقت اولین و آخرینم


می خوام برگردی و پیشم بمونی


واسم از عشق و عاشقی بخونی


بازم دیر نشده برگرد به خونه


بذار حرمت عشقمون بمونه


می خوام با دستای قشنگ و نازت


بسازم خونمون و عاشقونه

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت16:0توسط تک ستاره | |

کجای این جنگل شب
پنهون می شی خورشیدکم؟
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم؟
چرا به من شک می کنی؟
من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم ازهوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو؟
پشت کدوم بهانه باز  پنهون کنم هق هقمو؟
گریه نمی کنم نرو
 
        آه نمی کشم بشین
                           حرف نمی زنم بمون
                                              بغض نمی کنم ببین!
 
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو
نبو دنت مرگ منه  راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو  اینجا به آخر برسه
بری توو مرگ من از رفتن تو سر برسه
 
                     نوازشم کن وببین عشق می ریزه از صدام
                     صدام کن و ببین که باز غنچه می دن ترانه هام!
 
اگر چه من به چشم تو کمم قدیمی ام گمم
آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم...
 

+نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت13:0توسط تک ستاره | |

آموخته ام

آموخته ام که.....

آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست .
آموخته ام ... که وقتی عاشقید، عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود .
آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی .
آموخته ام .... که داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته، زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است .
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت .
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم .
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی .
آموخته ام .... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است .
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند .
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد .
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند .
آموخته ام .... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم .
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد .
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان .
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد .
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم .
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم .
آموخته ام .... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید .
آموخته ام ... که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد .
آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم .

آموخته ام

+نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت10:3توسط تک ستاره | |

به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

 

برای همه آنان که بی تقصیرند :

 

تقدیم به چشمهای که در راه ماندند ودل هایی که انها را راندند.

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهدهایی که

کسی انها را نبست.

زندگی شیبی ست٫ عشق سیبی ست و وای بر حال آن که در

عشق پای بند نظم وترتیبی ست٫و اما تو٫قرار نبود آن وقت های

تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند.قرار نبود عشق هم

مثل گیلاس٫بوسه٫عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد.

قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.

قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند.

قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خود بماند.

قرار نبود هر چه قرار نیست  باشد.قرار تنها بر بی قراری بود

و بس. گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از گناه تو باشد٫

اما یقین دارم که کودک دلت کمتراز پیش بهانه لالایی های

شعر گونه ام را می گیرد٫مهم نیست فقط یک چیز یاد همه

بماند.اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد٫تنها برایت می نویسم :

خودت خواستی تقصیر من نبود.زیر سایه امن ترین سایه بان

هستی دل واپس دل واپسی های هم باشیم..

فراق یار

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت10:0توسط تک ستاره | |

عاشقانه

جملگی در حكم سه پروانه‌ایم
در جهان عاشقان،
افسانه‌ایم

اولی خود را به شمع نزدیك كرد
گفت: آی،
من یافتم معنای عشق

دومی نزدیك شعله بال زد
گفت: حال،
من سوختم در سوز عشق

سومی خود داخل آتش فكند
آری آری این بود معنای عشق ...

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت10:0توسط تک ستاره | |

 

   درد دل

 

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

 

گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

 

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

 

گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

 

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

 

گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست، از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید.

 

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

 

گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی.

 

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

 

گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفایت می دادم.

 

گفتم: مهربانترین خدا ! دوست دارمت ...

 

             گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت10:0توسط تک ستاره | |

دلم گرفته تک ستاره من

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت10:25توسط تک ستاره | |

عزیزترینم وقتی ...

بعد از مرگم به گورم بیا 

 مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی

زیرا در آنجا قلب آرام خفته

 مبادا اشک بریزی

زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت

هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور

هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن

زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت16:8توسط تک ستاره | |

عزیزترینم دنیا اینطوریه

دنيا اين جوريه ديگه:

> اگه گريه کني ميگن کم آوردي ،

> اگه بخندي ميگن ديوونست ،

> اگه دل ببندي تنهات ميزارن ،

> اگه عاشق بشي دلتو ميشکنن ،

> با اين حال بايد لحظه اي را گريست ،

> دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست

> و عمري عاشقانه زيست

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت17:19توسط تک ستاره | |



بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی

زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت

هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر

کجا که باشم به یاد تو خواهم بود


+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت9:30توسط تک ستاره | |


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت9:30توسط تک ستاره | |

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
 مهربان ِمن
 
 
 

مهربانم

با تو عهدی ميبندم نا گسستنی

فراموش نشدنی

و ماندگار

قلبم را به تو هدیه میدهم

به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم

به تو که روحت را

سرشتت را

عصاره ی وجودت را
ميپرستم

و به آن عميقاً عـشق ميـورزم

ای عزیز ِ ستودنی

مهربان ِماندنی

نازنین ِ خواستنی

بدان و آگاه باش که من

 تو را
 
هيچگاه

 
هيچ کجا

 هيچ لحظه ای

 
تنها نخواهم گذاشت
 
 و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد

 مطمئن باش

تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد ...

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت17:53توسط تک ستاره | |

 

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت10:30توسط تک ستاره | |

قوی زیبا

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در ان گوشه چندان غزل خواند ان شب
که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهی بر انند که این مرغ زیبا
کجا عاشقی کرد انجا بمیرد

شب مرگ از بیم جان انجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز اغوش دریا بر امد
شبی هم در اغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی اغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


دکتر مهدی حمیدی شیرازی

نظر یادتون نره

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت10:20توسط تک ستاره | |

 

http://i35.tinypic.com/vexhtf.jpg

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت15:30توسط تک ستاره | |

 خانه بيرون ميزنم اما كجا امشب

شايد تو ميخواهي مرا در كوچه ها امشب

پشت ستون سايه ها روي درخت شب

مي جويم اما نيستي در هيچ جا امشب

اين ماجراي شعر و شبهاي جنون من

آخر چگونه سر كنم بي ماجرا امشب

ميدانم آري نيستي اما نميدانم

 بيهوده ميگردم به دنبالت چرا امشب

هر شب تو را بي جستجو مي يافتم

اما نگذاشت بي خوابي به دست آرم تو را امشب

هر شب صداي پاي تو مي آمد از هر چيز

حتي ز برگي هم نمي آيد صدا امشب

تا سايه اي ديدم شبيه ات نيست

اما حيف اي كاش ميديدم به چشمانم خطا امشب

امشب ز پشت ابرا بيرون نيامد ماه

بشكن قرق را ماه من بيرون بيا امشب

گشتم تمام كوچه ها را يك نفس هم نيست

شايد كه بخشيدن دنيا را به ما امشب

طاقت نميارم تو كه ميداني از ديشب

بايد چه رنجي برده باشم بي تو تا امشب

با تشکر ازدوست عزیزم آقا حمید    http://www.dhaty2.blogfa.com/


+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت19:25توسط تک ستاره | |

 

ادامه مطلب + نظریادتون نره


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت11:14توسط تک ستاره | |

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟


خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

+نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت10:6توسط تک ستاره | |

عیدفطرمبارک باد

 

                                             

با سلام

عید بزرگ شیعیان بر تمام شیعیان وبه خصوص مسلمان کشورمان ایران

وبه خصوص جوانان عاشق مبارک باد

تبریک مخصوص به تمام عزیزانی که روز عید فطر رابرای به جای آوردن

سنت حسنه وخداپسندانه ازدواج انتخاب کرده اند

انشا الله موفق پیروز وسربلند باشید

 

ایران وایرانی سرافراز وسربلند باشید

 

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت19:54توسط تک ستاره | |